درباره فیلم سارا و آیدا کامل:
سارا و آیدا هفتمین ساخته مازیار میری پس از چهار سال دوری از تلویزیون و سینما دارای مضمونی اجتماعی می باشد. تمام صحنه های فیلمبرداری این فیلم در تهران انجام شده و بنا به گفته سازندگان، این اثر فضایی نزدیک به «سعادتآباد» اثر موفق این کارگردان دارد. طبق شنیده ها فیلم «سارا و آیدا» موضوعى جنجالى دارد که به نسل جوان مى پردازد.
خلاصه فیلم:
سارا و آیدا دوستان صمیمی هستند که به دلیل به وجود امدن مسائلی، آبروی یکی از آنها به خطر افتاده و حالا باید به کمک هم شرایط را به حالت عادی برگردانند، اما این دو دوست تا کجا در کنار هم و پای یکدیگر میایستند…؟
آخرین اثر مازیار میری یک داستان ساده با تم داستانی کپی برداری شده از داستان فیلمهای اصغر فرهادی و به خصوص جدایی است. تم درگیری درونی یک شخصیت برای انتخاب یک مسیر در زندگی که حاصل اتفاقات بیرونی و فشارهای گاه و بیگاه اجتماعی است. سارا درگیر همان انتخابی میشود که راضیه جداییرا به شک میاندازد.انتخاب بین وجدان آرام و ناآرام ، انتخاب بین رهایی یا گرفتاری ، انتخاب بین عقل یا دل و یک ماراتن اخلاقی برآمده از وجدان و نتیجه نیز همان است که بارها فرهادی برای ما نگفته است اما گره افکنی جدایی و قصه ی درهم تنیده اش کجا و معمای حل گشته و آسان گشته ی کپی شده سارا و آیدا کجا!!
سارا و آیدا از هر حیث نسبت به آنچه که میخواسته باشد عقبتر است چه برسد به آنچه از آن الگو گرفته است. فیلم مازیار میری دوست داشته است که فیلم خوبی باشد اما دریغا که نه قصه اش توانایی این کار را دارد و نه کارگردانی چه در دکوپاژ و چه در بازی گرفتن از بازیگران و چه در پرداخت شخصیتها و جزئیات دراماتیک کاراکترهایشان. البته شاید انداختن تقصیر به گردن کارگردان و یا بازیگران کار درستی نباشد چرا که اساسا هیچ پتانسیل خاصی برای شخصیتها در داستان تعریف نشده است و صرفا با یک خط داستان ، تصمیم به ساخت فیلمیگرفته شده است که قرار است نمایانگر درگیری درونی یک شخص با خودش در محاصره مشکلات فراوان باشد
و تصمیم برای یک لحظه و یک آن در انتخاب رهایی از تمام درگیریهای بیرونی و یا رهایی از درد وجدان درونی است. داستانی ساده و با تمیتکراری : سارا (با بازی غزل شاکری) اسناد شرکت را برای گرفتن پول و آزاد کردن مادرش (با بازی شیرین یزدان بخش) از زندان میدزدد اما آیدا ( با بازی پگاه آهنگرانی) آنها را پس میگیرد ولی در یک تصادف جان خود را از دست میدهد و مقصر همه ی اتفاقات میشود. حال نوبت ساراست که دست به انتخاب بزند.

در قسمت سوم از فصل سوم سریال شهرزاد
هاشم و صابر عبدلی ، شیرین را از دارالمجانین بر میدارند و فرار میکنند.
پس از آن شیرین پیشنهاد میکند او را نزد آقای صدق نوری وکیل خانوادگی آن ها ببرند.
اکرم نیز در بیمارستان بستری است.
و جناب سروان به بالا سر او می رود.
شیرین به جایی امن منتقل می شود
و در کلوب شیرین که این روز ها نامش به کلوب کبیر تغییر کرده .
قباد دیوانسالار و شاپور بهبودی با هم جلسه ای در مورد تجارت هایشان دارند .
پس از آن هاشم و وکیل صدق نوری در مورد وصیت نامه بزرگ آقا
ارث و میراث شیرین و همینطور احتمال قتل بزرگ اقا توسط این قباد و نصرت حرف هایی میزنند.
در بیمارستان ، اکرم را میخواهند به اتاق عمل ببرند تا بچه اش را دکتر میرزاده سقط کند
که سروان آقا پرویز متوجه این موضوع شده و با اسلحه دکتر را تهدید میکند.
و از او در مورد گواهی فوت بزرگ آقا ، برگه ی جنون شیرین
و قصدش برای سقط بچه اعتراف میگیرد.
و او را وادار میکند تا به دروغ بگویند که بچه را سقط کرده
و گواهی های لازم را به نصرت بدهد.
قباد و تیموری در مورد عشق های نافرجامشان با هم در رستورانی به درد دل می پردازند.
و همینطور در مورد ماجرای فراری دادن همسر شاپور بهبودی که با کمک عمه بلقیس
و هاشم انجام شده بود حرف هایی را به تیموری میگوید.
سروان آقا پرویز هم به دستیارش دستور می دهد سایه به سایه هاشم خان را تعقیب کند.
نصرت و قباد از ماجرای حمایت سروان آقا پرویز از اکرم با خبر می شوند
و نصرت قول می دهد تا او را با پول بخرد و راضی کند.
پس از آن نامه ای را مدیر مدرسه ای که فرهاد در آن کار میکند به او می دهد
که در آن ، فرهاد را اخراج کرده و به او اجازه ی تدریس نمیدهند.
وعده ی هفتگی دیدار شهرزاد و فرزندش این هفته به تاخیر می افتد
و شهرزاد با ناراحتی به خانه ی دیوانسالار ها میرود.
فرهاد نیز پس از شنیدن این خبر اسلحه اش را بر میدارد و به سوی خانه دیوانسالار حرکت میکند.
پس از رسیدن به آنجا با قباد روبرو می شود
و در مورد لغو وعده هفتگی و اخراج فرهاد از مدرسه با او بحث میکند.
همچنین در همین لحظات ، فرهاد بزور وارد خانه ی دیوانسالار شده
و با تفنگ و تهدید وارد خانه می شود.فرهاد تفنگ را به سوی قباد میگیرد.
که نصرت میرسد و پس از دعوت به آرامش ، از آنها میخواهد خانه را ترک کنند.
که در حین ترک خانه ، صدای گریه ی امید (کبیر) می آید.
پس از خروج آنها ، قباد از نصرت میخواهد تا فرهاد را بکشند.
که نصرت …..

در قسمت سوم از فصل سوم سریال شهرزاد
هاشم و صابر عبدلی ، شیرین را از دارالمجانین بر میدارند و فرار میکنند.
پس از آن شیرین پیشنهاد میکند او را نزد آقای صدق نوری وکیل خانوادگی آن ها ببرند.
اکرم نیز در بیمارستان بستری است.
و جناب سروان به بالا سر او می رود.
شیرین به جایی امن منتقل می شود
و در کلوب شیرین که این روز ها نامش به کلوب کبیر تغییر کرده .
قباد دیوانسالار و شاپور بهبودی با هم جلسه ای در مورد تجارت هایشان دارند .
پس از آن هاشم و وکیل صدق نوری در مورد وصیت نامه بزرگ آقا
ارث و میراث شیرین و همینطور احتمال قتل بزرگ اقا توسط این قباد و نصرت حرف هایی میزنند.
در بیمارستان ، اکرم را میخواهند به اتاق عمل ببرند تا بچه اش را دکتر میرزاده سقط کند
که سروان آقا پرویز متوجه این موضوع شده و با اسلحه دکتر را تهدید میکند.
و از او در مورد گواهی فوت بزرگ آقا ، برگه ی جنون شیرین
و قصدش برای سقط بچه اعتراف میگیرد.
و او را وادار میکند تا به دروغ بگویند که بچه را سقط کرده
و گواهی های لازم را به نصرت بدهد.
قباد و تیموری در مورد عشق های نافرجامشان با هم در رستورانی به درد دل می پردازند.
و همینطور در مورد ماجرای فراری دادن همسر شاپور بهبودی که با کمک عمه بلقیس
و هاشم انجام شده بود حرف هایی را به تیموری میگوید.
سروان آقا پرویز هم به دستیارش دستور می دهد سایه به سایه هاشم خان را تعقیب کند.
نصرت و قباد از ماجرای حمایت سروان آقا پرویز از اکرم با خبر می شوند
و نصرت قول می دهد تا او را با پول بخرد و راضی کند.
پس از آن نامه ای را مدیر مدرسه ای که فرهاد در آن کار میکند به او می دهد
که در آن ، فرهاد را اخراج کرده و به او اجازه ی تدریس نمیدهند.
وعده ی هفتگی دیدار شهرزاد و فرزندش این هفته به تاخیر می افتد
و شهرزاد با ناراحتی به خانه ی دیوانسالار ها میرود.
فرهاد نیز پس از شنیدن این خبر اسلحه اش را بر میدارد و به سوی خانه دیوانسالار حرکت میکند.
پس از رسیدن به آنجا با قباد روبرو می شود
و در مورد لغو وعده هفتگی و اخراج فرهاد از مدرسه با او بحث میکند.
همچنین در همین لحظات ، فرهاد بزور وارد خانه ی دیوانسالار شده
و با تفنگ و تهدید وارد خانه می شود.فرهاد تفنگ را به سوی قباد میگیرد.
که نصرت میرسد و پس از دعوت به آرامش ، از آنها میخواهد خانه را ترک کنند.
که در حین ترک خانه ، صدای گریه ی امید (کبیر) می آید.
پس از خروج آنها ، قباد از نصرت میخواهد تا فرهاد را بکشند.
که نصرت …..


دانلود قسمت 5 فصل دوم سریال ساخت ایران سریال ایرانی ساخت ایران دو در این فصل ادامه داستان فصل اول ساخت ایران قوی تر و مهیج تر دنبال مى شود …غلام حسین (امین حیایی) که به ایران دیپورت و زندانی شد مدت زمان حبسش تمام می شود و متوجه می شود بچه ی 5 ساله دارد و آن بچه از اوست.حالا غلامحسین دارای بچه ای است که تمام ثروت لوریان (پدر ژآکلین) از اوست پس تصمیم میگیرد ژاکلین را پیدا کند و حق خود را بگیرد.رضا گلزار هم که در فرانسه زندانی شده بود آزاد می شود و برخورد کردن و دیدار با غلامحسین برای کار این دو را به کشور چین می کشاند و فیلمبرداری بیشتر سریال در این کشور اتفاق می افتد.بازیگران فصل دوم سریال ساخت ایران 2امین حیایی,محمدرضا گلزار,محسن کیایی,سحر دولتشاهی,مهران احمدی,ساران بهرامیدرباره سریال ساخت ایران 2 فصل دومموضوع: کمدی ، اجتماعی | محصول: ایران | سال ساخت: دی 1396 | انتشار : بهار و تابستان 1397 | کارگردان : سید امیر پروین حسینی | تهیه کننده : منصور سهراب پوردانلود قسمت 5 فصل دوم 2 سریال ساخت ایران