دانلود قسمت سوم فصل دوم سریال ساخت ایران

دانلود قسمت 3 فصل دوم سریال ساخت ایران > از حدود ۶ سال سپری شدن از فصل یک ، مجموعه «ساخت ایران۲» که فصل دوم آن به حساب می آید به کارگردانی برزو نیک نژاد ساخته شد و اکنون می توانید تمامی قسمت های فصل دوم این سریال را همزمان با انتشار سراسری به صورت قانونی دانلود و مشاهده کنید. فصل دوم به گفته عوامل سازنده آن ، در ادامه فصل یک سریال خواهد بود و کمی چاشنی کمدی آن بیشتر خواهد شد.
ساخت ایران 2 قرار است در 26 قسمت ساخته شود . و علاوه بر حضور امین حیایی و محمد رضا گلزار ، محسن کیایى ، سارا بهرامی ، سحر دولتشاهی و مهران احمدی بازیگران این سریال می باشند .
خلاصه فصل یک سریال ساخت ایران
فصل یک از آنجایی شروع شد که غلامحسین، دزد خردهپایی ، یک روز شاهد تصادف اتومبیل با مردی میانسال میشود. وی کیف مرد مجروح را می دزد که در آن کیف یک لپ تاپ و پاسپورت وجود دارد . او سعی دارد که کیف را به فروش برساند. اما به دلیل این که پلیس دنبالش است تصمیم می گیرد به خارج برود و از ایران فرار کند. غلامحسین با رفیق قدیمی خود (جمشید) در پاریس ملاقات می کند. آن ها بعد از اینکه مطلع می شوند این کیف مربوط به یک دانشمند می باشد و قرار بوده است ماده جدیدی را که تولید کرده است به خارجی ها ارائه دهد تصمیم می گیرند غلاحسین را به جای آن داشمند جا بزنند . غلام و جمشید با شخص پولداری به نام لریان رئیس شرکت دوریس فرانسه ، وارد معامله می شوند و آن ها را وارد یک سری اتفاقات خطرناک می کند. آن ها برای دریافت پیش پرداخت با مشکلات تازه ای روبرو می شوند. از آنجا که آن ها یک حساب برای واریز پول نداشتند غلام با مادر ودختر ایرانی که به طور اتفاقی در فرودگاه با آن ها آشنا شده بود هماهنگی می کند تا پیش پرداخت به حساب آن ها واریز شود. در این میان دکتر افشار جم نیز از بیمارستان مرخص می شود.و او نیز به فرانسه سفر می کند. در ادامه این سه نفر با هم همراه می شوند اما در فرانسه اتفاقاتی برای آن ها می افتد و توسط افراد لوریان زندانی می شوند . اما از آنجا که ماموران بین المللی همه چیز را تحت کنترل داشتند سر انجام نجات می یابند و به ایران باز می گردند.
دانلود قسمت هشتم سریال گلشیفته

دانلود قسمت 8 سریال گلشیفته > هومن سیدی بازیگر و کارگردان سینما که پیش از این با بازی در نقش پیمان در مجموعه عاشقانه مورد توجه مخاطبین قرار گرفت، قرار است در گلشیفته سریال جدید بهروز شعیبی به ایفای نقش بپردازد.
تصویربرداری این مجموعه ویژه نمایش خانگی به تهیهکنندگی علی اکبر نجفی و سرمایهگذاری صادق یاری هماکنون ادامه دارد و پیش از این مهدی هاشمی و نازنین بیاتی هم جلوی دوربین رفتهاند.
فیلمنامه این مجموعه توسط خشایار الوند به نگارش درآمده است. الوند تاکنون نویسندگی مجموعه هایی چون قهوه تلخ ، مرد هزار چهره و دیوار به دیوار را بر عهده داشته است.
گلشیفته که یکی از پربازیگرترین مجموعه های شبکه نمایش خانگی است در ژانر کمدی – اجتماعی ساخته می شود.
بازیگرانی که تا کنون حضورشان در این پروژه قطعی شده است عبارتند از مهدی هاشمی، مهناز افشار، سیامک انصاری، نازنین بیاتی، بهاره کیان افشار، شیلا خداداد با هنرمندی ویشکا آسایش و با حضور هومن سیدی.
بهروز شعیبی تاکنون ساخت فیلم های سینمایی همچون دهلیز و سیانور را در کارنامه خود دارد. همچنین فیلم سینمایی دارکوب آخرین ساخته این کارگردان، هم اکنون مراحل فنی را طی می کند و قرار است در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآید.

فیلم بلوک 9 خروجی 2 > فیلم سینمایی «بلوک 9 خروجی 2» به کارگردانی علیرضا امینی سه شنبه 29 مهر در تالار استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درآمد.
به گزارش خبرگزاری مهر، در شصت و هشتمین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران فیلم «بلوک 9 خروجی 2» به کارگردانی و نویسندگی علیرضا امینی به نمایش درآمد و پس از پخش فیلم، نشست نقد و بررسی آن با حضور علیرضا امینی، محمدرضا شریفی نیا و حمیدرضا آذرنگ؛ کارگردان، تهیهکننده و بازیگر این فیلم و با حضور رضا درستکار به عنوان منتقد و کیوان کثیریان به عنوان مدیر جلسه برگزار شد.
در ابتدای این نشست علیرضا امینی با اشاره به مشکلات مالی ایجاد شده بر سر راه تولید این فیلم، دلیل ورود محمدرضا شریفینیا به این پروژه به عنوان تهیه کننده را توضیح داد.
در ادامه نشست، حمیدرضا آذرنگ بازیگر فیلم با بیان اینکه از اول قرار نبود در این فیلم بازی کنم و بر حسب اتفاق وارد جریان ساخت آن شدم، بازی در «بلوک 9 خروجی 2» را مایه افتخار و خوشحالی خود دانست و گفت: نگاههای موجود یا با غضب به گذشته می نگرند یا نظر لطف به آینده دارند و ما در واقع فراموششدگان قرن خودمان هستیم. وقتی جامعهای در شرایط نامناسبی به سر میبرد، چگونه میتوان امید را به نسلهای آینده تزریق کرد؟ ترسهای ما باعث این اتفاقات شده و ای کاش از این ترسها عبور کنیم، چرا که ترسهای شریفتری برای ترسیدن وجود دارد.
انتخاب قصه های تلخ یک نوع سلیقه است
کیوان کثیریان مدیر سینماتک خانه هنرمندان ایران نیز با اشاره به اینکه تلخ و شیرین بودن یک قصه به تنهایی باعث ارزشگذاری بر فیلم نمیشود، انتخاب یک قصه تلخ را به خودی خود نه رذیلت و نه فضیلت، بلکه یک جنس سلیقه دانست که به نظر کارگردان بستگی دارد. این فیلم به یک بحران و فاجعه در زندگی یک بچه می پردازد، این موضوع را در دیگر فیلمهای امینی نیز به شکلهای مختلف قابل مشاهده دانست.
امینی در پاسخ به سوال کثیریان مبنی بر چگونگی نوشته شدن نمایشنامه و تزریق تلخی در آن گفت: یک زمانی در جمعی حضور داشتم که 5 بچه هم آنجا بودند ولی با هم بازی نمی کردند و هر یک به گوشهای خزیده بودند، این قضیه برای من جای سوال داشت و بعد فهمیدم همه آنها بچههای طلاق بودهاند.
وی ادامه داد: پی بردم که مقوله طلاق ممکن است برای زن و شوهری که از هم جدا میشوند ضربه زننده باشد ولی قطعا یک قربانی خواهد داشت که بچه است، و این بچه است که دچار مرگ جسمانی یا روحانی خواهد شد. از اینجا بود که این سوژه تبدیل به دغدغه اجتماعی سینمای من شد. این فیلم را خیلیها دیدهاند و اکثر کسانی که با آن ارتباط برقرار کردهاند بچههای طلاق بودهاند، و من هنوز فکر میکنم فیلم نتوانسته آن تلخی را به طور کامل نشان دهد و ضربه وارد آمده به این بچهها فجیع تر از آن چیزی است که فیلم توانسته به نمایش گذارد.
وی با انتقاد از برخی تنگ نظریها درباره این فیلم گفت: این فضا برای من به شدت خسته کننده شده است و الان به این فکر می کنم به جای پرداختن به این موضوعات، فیلمهای بی دردسری بسازم که به راحتی به جشنواره راه یابند و بعد هم اکران شوند.
شریفینیا تهیه کننده این فیلم دلیل این برخوردها را نگاه اشتباه مسئولان دانست که موضوع مطرح شده در فیلم را به کل جامعه تعمیم میدهند.
وی ادامه داد: فیلمساز بر اساس مشکلی که در جامعه با آن روبرو میشود فیلمش را میسازد و چنین معضلی ممکن است به کل جامعه قابل تعمیم باشد یا نباشد. مثلا اگر در مورد مقوله سرطان حرف بزنیم، تمام اجزاء فیلم بر اساس موضوع سرطان چیده میشود، اما پرداختن به مقوله سرطان معنایش این نیست که تمام جامعه سرطان دارد. اگر این مسائل از هم تفکیک شود هیچ مشکلی ایجاد نمیشود. واقعیت این است که معضل طلاق در جامعه وجود دارد و قابل انکار نیست، و این یکی از بهترین فیلمهایی است که میشد در این زمینه ساخت.
شریفینیا با بیان اینکه این فیلم به دلیل نگاه تنگ نظرانه تعداد معدودی افراد از اکران بازمانده است، تلخی این فیلم را دارویی برای درد طلاق دانست که هرچه تلخ تر باشد تاثیرگذاریاش نیز بیشتر است. مساله ای که در فیلم مطرح میشود به هیچ وجه سیاسی نیست بلکه اجتماعی است و به خانواده مربوط میشود. من مطمئنم دیدن این فیلم مانع از جدایی افراد میشود و افتخار میکنم که تهیهکننده چنین فیلمی هستم. امیدوارم حتی اگر فرصت اکران به آن داده نشود از طریق شبکه پخش فیلم به درون خانوادهها برود و دیده شود. از نظر من درگیر شدن تماشاگر با فیلم و زخمی شدنش در اثر تلخی فیلم، امر درست وتاثیرگذاری است.
در ادامه نشست رضا درستکار به فیلم «گاو» اشاره کرد که در سال 48 ساخته شده و طبق تعریفهای کنونی سیاه نمایی محسوب میشود، اما آنچه به آن سیاه نمایی میگویند در واقع هشدار درست زمانه خودش محسوب میشود.
وی با اشاره به اینکه واژه سیاه نمایی جایی در ارزشگذاری فنی یک فیلم ندارد، مشکل این فیلم از نظر فنی را نداشتن جغرافیای سبک و گفتار دانست و گفت: فیلمی جو گفتار پیدا میکند که متناسب با زمان یا سبک خودش باشد، در حالیکه در این فیلم ما جغرافیایی از این آدمها نمیبینیم. این فیلم اگر میخواهد روی مقوله طلاق در جامعه اثر بگذارد باید بتواند جغرافیای انسانهای عصر خودش را نشان بدهد، مثلا فشار امر مدرن، جامعه و.. که بهصورت خودجوش در انسانها نهادینه شده است. در این فیلم تصویری لانگشات از جامعه نمیبینیم، در حالیکه لازم است ببینیم و بدانیم چرا اینقدر زندگی این آدمها بهم ریخته است، اما فیلم اینها را نمیبیند و خیلی قائم به فرد حرکت میکند.

فیلم لاک قرمز سالهاست در سینمای ایران گونهای از فیلم با عنوان واقعگرای اجتماعی با موضوعات مختلف ساخته میشود. مهمترین فیلمساز این جریان بیشک اصغر فرهادی است که شخصیتهای فیلمهایش اغلب از طبقه متوسط و فرودست جامعه هستند و به مشکلاتی که توده مردم با آن دست و پنجه نرم میکنند پرداخته است. به بهانه نقد فیلم «لاک قرمز»، اولین فیلم سید جمال سید حاتمی (دستیار کارگردان کمال تبریزی در اغلب فیلمهایش) گریزی کوتاه به این گونه سینمایی و ریشههای آن خواهیم زد. قابل توجه است که خطر لو رفتن بخشی از داستان وجود دارد.
واقعگرایی یا رئالیسم در سینمای جهان پس از جنگ جهانی دوم در ایتالیا تحت عنوان نئورئالیسم شکل گرفت. جنگ قسمت عمده چینه چیتا (نام استدیو بزرگ و مجهز فیلمسازی در ایتالیا) را ویران کرده بود و به دلیل نبود امکانات استدیویی و تجهیزات، لوکیشنهای فیلمهای نئورئالیستی متکی بر محلهای واقعی شد و فیلمبرداری آن خامی و زمختی فیلمهای مستند را به خود گرفت. فیلمسازهای مهم آغازگر این جریان ویتوریو دسیکا، لوکینو ویسکونتی و روبرتو روسیلینی بودند و مهمترین فیلم این سبک دزد دوچرخه ساخته دسیکا بود. در ایران پیش از انقلاب فریدون گله با ساخت فیلمهایی همچون کندو و زیر پوست شهر، فیلمهایی که اجتماعی بودند و در مکانهای واقعی ساخته میشدند و هدفشان پرداختن به معضلات اجتماعی بود فاصله خود را با فیلمسازان آن زمان مشخص کرد. سالهای پس از انقلاب کیانوش عیاری که به شدت به سینمای ایتالیا علاقهمند بود فیلمهایی متأثر از نئورئالیسم ساخت که شاید مهمترین آنها «آبادانیها» باشد که اقتباسی موفق از «دزد دوچرخه» است. در این سبک فیلمسازی تمام تلاش فیلمساز آن است که مخاطب بپذیرد که فیلم گوشهای عریان و حقیقی از جامعه است. در اغلب این دسته فیلمها به مشکلات اجتماعی همچون فقر، بیکاری، بیپولی، اعتیاد و موارد اینچنینی پرداخته میشود.
«لاک قرمز» به عنوان فیلمی اجتماعی با رگههایی از واقعگرایی، قصه اکرم (با بازی پردیس احمدیه) دختری شانزده ساله را روایت میکند که با پدر معتادش (که قصد دارد با ساخت عروسک خرج خانوادهاش را بدهد)، مادرش و خواهر و برادر کوچکترش در جنوب شهر زندگی میکند. مرگ پدر زندگی این خانواده را با مشکلات زیادی روبرو میکند.
فیلمنامه این فیلم از نوع شخصیت محور است به این معنی که یک شخصیت مرکزی در داستان درگیر موقعیتی شده است و تلاش میکند تا خود را به وضع آرام قبلش بازگرداند اما مجبور میشود که مسیری را طی کند که او را به درکی تازه از زندگی میرساند و تبدیل به آدمی دیگر میکند. این تغییر هدف یک فیلمنامه شخصیت محور است. برای مثال در فیلم فروشنده، به عنوان یک فیلم با فیلمنامه شخصیت محور، عماد درگیر یک مشکل شده است و تمام تلاشاش را میکند تا مقصر را پیدا و مجازات کند. در انتهای داستان تصمیم عماد برای انتقام گرفتن تغییری برگشتناپذیر در شخصیت او پدید میآورد. پس از آن او دیگر عماد سابق نیست. در فیلم «لاک قرمز» هم اکرم شخصیت محوری و اصلی داستان است. مهمترین هدف او در فیلم این است که غرورش را از دست ندهد. غروری که تنها ارث پدر برای اوست. او تمام تلاشاش را در راستای هدفش میکند و در انتها تغییری برگشت ناپذیر در شخصیتاش رخ میدهد.
شخصیتهای فرعی این فیلم اغلب خاص، یکتا (یونیک) و پرداخته شده هستند. شخصیت پدر معتاد شبیه به هیچ یک از پدران معتادی که تا به حال در سینما دیدهایم نیست. او دخترش را به خاطر زدن لاک شماتت نمیکند چون حفظ غرور دخترش برایش مهم است. مثل غرور خودش که اجازه نمیدهد تا عروسکسازی را تعطیل کند و میز و صندلی بسازد. اما طرز برخوردش با مادر اکرم (با بازی بسیار خوب پانتهآ پناهیها) نوعی تناقض رفتاری در شخصیتاش است که او را پیچیده و باورپذیر میکند. لحظهای که اکرم به خانه برمیگردد و حمایت پدر را از مادرش میبیند در حالی که همین چند لحظه پیش او را زده است ما به شناخت تازهای از این خانواده میرسیم. آنها بسیار به واقعیت نزدیک شدهاند. شخصیتی که از مادر پرداخته شده نیز بسیار تازه است. او برعکس همه مادرهایی رفتار میکند که تا به حال دیدهایم. به دلیل ترسهایش و عدم اطمینانی که به خود دارد توانایی حفظ خانواده را ندارد و در لحظه بحرانی داستان از ترس، بچهها را گذاشته و فرار میکند. این خاص و عجیب بودن شخصیتها در عین حال به واقعی شدنشان کمک کرده و همدلی برانگیزشان کرده است.
در این فیلم تعمداً تمامی بزرگترها، اقوام، همسایهها و هر کسی که کمکی از دستش برمیآید خودخواه، ناتوان یا ترسو هستند تا قهرمان داستان (اکرم) یک تنه در مقابل همه مشکلات بیاستد. بازی تأثیرگذار او وقتی که پشت آسایشگاه اعتراض میکند که «مگه ازتون خواستم کمکم کنید؟» دوباره نشان میدهد که دختر فقط یک هدف دارد. او میخواهد به هر قیمتی که شده غرور خود و خانوادهاش را حفظ کند.
در سینمای داستانی کلاسیک تلاش هر فیلمی خلق شخصیتها و موقعیتهایی است که مخاطب با آنها همراه شود، خود را جای شخصیتها بگذارد و همراه با آنها نگران شود، اشک بریزد و برای پیروزیشان شوق داشته باشد. شکل کارگردانی، موقعیت دوربین و محل قرارگیری شخصیتها به گونهای است که پس از گذشت مدت کمی از داستان مخاطب متوجه میشود که همراه با اکرم خواهد بود. مثلاً جایی که پدر و مادر دعوایشان میشود، اکرم خواهرش را از خانه بیرون میبرد و ما هم همراه او از حادثه دور میشویم. انتخاب درست فیلمساز و فیلمنامهنویس (امیر عبدی) در زاویه دید داستانشان کاری میکند که ما غمخوار و نگران اکرم باشیم و هدف او به هدف ذهنی ما در طول تماشای فیلم تبدیل شود. برای مثال وقتی که پدر از پشت بام میافتد همه چیز دست به دست هم میدهد تا ما اضطراب و نگرانی اکرم را حس کنیم و همراه با او بترسیم. دوربین همراه با اکرم از پلهها بالا میآید و از پشت سرش ناگهان پدر میافتد و صدایی مهیب (که آشکارا هیچ دلیل منطقی ندارد و ایده درستی است که در صداگذاری انجام شده) شنیده میشود تا نگرانی ما بر نگرانی اکرم منطبق شود.
تنها قسمتی از فیلم که زاویه دید روایت داستان آگاهانه تغییر میکند لحظهای است که اکرم در ترمینال فرار میکند و مادر در سکانسی تأثیرگذار با قاببندی و تدوین ضربهای (جامپ کات) درست به دنبال دخترش میدود. اهمیت این تغییر زاویه دید در آن است که مخاطب همراه با مادر از تنهایی میترسد و تصمیم او را در ترک فرزندانش کمی راحتتر میپذیرد.
شکل تدوین درست پس از مرگ پدر نیز نشان میدهد که فیلمساز برای هر بخش از روایتاش تدبیر ویژهای دارد. تصویر سیاه میشود و در چند نمای متوالی که سکون دارد اکرم و مادر را میبینیم که سکوت کرده و در خود فرو رفتهاند تا ما غم این حادثه و بحرانی که به سمتشان خواهد آمد را درک کنیم. دیالوگ کنایه آمیز خاله به اکرم که « برو لاکات رو پاک کن زشته» در راستای هدف اصلی فیلم است و در پایان بندی قرینه خود را پیدا میکند. در چنین خانوادهای میان جامعه خودخواه فعلی ایران که هیچکس را یارای کمک به دیگری نیست و هر چه ضعیفتر باشی احتمال نابودیات بیشتر است مرگ پدر با نابودی و از هم گسیختگی خانواده از فقر همتراز است.
در سینمای واقعگرای ایران دو رویکرد دیده میشود. فیلمهایی که تلاش دارند واقعیت جامعه را بدون واسطه و در عین حال تلخ برای مخاطب بیان کنند تا آیینهای از جامعه به اهالیاش نشان دهند که نمونههای خوب اینگونه فیلمها اغلب هولناک و بسیار متأثرکننده میشوند. اما دستهای دیگر در فضای تلخ و واقعی جامعه به دنبال نقاط امیدی میگردند که از درون شخصیتهایشان به جهان فیلم اضافه میشود. این فیلمها به واسطه این نگرش از تلخی فاصله میگیرند اما در عین حال میتوانند عمیقتر و هولناکتر جلوه کنند. «لاک قرمز» بیشک به دسته دوم تعلق دارد. پیرامون واقعگرایی در فیلم «لاک قرمز» با اشاره به سکانسی که اکرم به بیمارستان میرود تا مادرش را که پلیسها پیدایش کردهاند ببیند نگاه تازهای میتوان دریافت کرد. شکل فضاسازی، طراحی صحنه و نورپردازی در آن سکانس کاملاً برخلاف واقعیت است. مخاطب در این سکانس کاملاً با یک تصویر انتزاعی طرف است. یک تخت وسط اتاقی کاملاً سفید که فقط مادر روی آن نشسته و بالشاش را در دست گرفته است. صداهایی که بر تصویر شنیده میشوند همگی غیر واقعیاند و ربطی به آن صحنه ندارند. همه این المانها در کنارهم حسی را به مخاطب منتقل میکند که هیچگاه در یک تصویر واقعگرای صرف بهوجود نمیآید و به واسطه آن یکی از تأثیرگذارترین سکانسهای فیلم با انتخابهای درست فیلمساز و بازی معرکه پانتهآ پناهیها شکل میگیرد.
نوع پایانبندی داستان که نقطه قوت فیلم بهحساب میآید هوشمندی و در عین حال نگون بختی شخصیت محوری را نشان میدهد. او که در تمام مدت فیلم تلاش میکرد که همچون پدرش شود، رخت عروسی خود را تکه تکه میکند تا استعارهای معنادار از آیندهاش شکل بگیرد و حال او لباس مادرش را میپوشد تا برای خواهر و برادرش نقش مادر را بازی کند. در انتهای فیلم دوربین سراغ دختری دبیرستانی میرود تا حلقهای غمانگیز در فیلم شکل گیرد و حرف فیلمساز را کامل کند. فاصله شخصیت جدید فیلم، دختر دبیرستانی، تا محکوم شدن به سرنوشت اکرم فقط به یک حادثه همچون مرگ پدر بستگی دارد.
فیلم اول سید جمال سید حاتمی بیایراد نیست. در بخشی از داستان زیادهگویی دارد و خرده قصههایی از فیلم آنقدر جذاب از آب در نیامده است. گاهی مخاطب از موضوع اصلی دور میماند و گاهی شخصیتها به زور به او اطلاعات میدهند. برای مثال رفتن به اراک و داستان پسر خاله علیرغم وجود ایدهی خوردن غذا در کوچه که جذاب است فیلم را از ریتم میاندازد و مخاطب را دور میکند اما در مجموع به علت انتخاب درست ویژگیهای شخصیت و موقعیتهای انتخابی و همچنین زاویه دید درست و ریزهکاری در فیلمنامه و اجرا تجربهای دوستداشتنی و قابل قبول از آب درآمده است. شاید تیزر تبلیغاتی معمولی فیلم دلیل مهمی برای فروش کماش به حساب بیاید اما بیشک این فیلم یکی از بهترین فیلمهای حال حاضر روی پرده است.
دانلود برنامه خندوانه فصل پنجم

زمان پخش و تکرار خندوانه فصل ۵
دانلود برنامه خندوانه فصل 5 خندوانه ۵ در فصل پنج در روزهای چهارشنبه ، پنجشنبه و جمعه هر هفته پخش خواهد شد.
ساعت پخش این سری از خندوانه مطابق فصل های قبل ساعت ۱۱ شب و در روز بعد ساعت های ۷ صبح ، ۱۱ صبح و ۱۷ عصر بازپخش خواهد شد.
طبق گفته ی رامبد جوان، این فصل تا اول محرم پخش خواهد شد و ادامه ی آن بعد از ماه محرم و صفر پخش می شود.
برگشت جناب خان به خندوانه
همانطور که می دانید شخصیت عروسکی جناب خان در فصل چهارم خندوانه حضور نداشت. دلیل این امر اختلاف نظر مالک این عروسک با سازندگان خندوانه و تلویزیون بود که این مساله خوشبختانه حل شد و جناب خان به خندوانه در فصل پنج حضور دارد. طبق خبرهای موثق مالکیت جناب خان به تلویزیون واگذار شده است.
معاون حقوقی و امور مجلس سازمان صدا و سیما گفت : با تلاش معاونت حقوقی و امور مجلس صداو سیما و براساس پیگیریهای به عمل آمده تمامی حقوق مالکیت طرح صنعتی، علامت تجاری و کاراکتر عروسکی جناب خان به رسانه ملی واگذار شد.
دکور متفاوت و زیبای خندوانه در فصل پنج
کار طراحی دکور این فصل توسط سپیده شریفی انجام شده است. باتوجه به جدی بودن موضوع کم آبی در کشور، و لوله هایی که در دکور برنامه وجود دارد یادآور این موضوع می باشد. در آینده اطلاعات و عکس های بیشتری در اختیار شما قرار خواهیم داد.
رامبد جوان طراح و مجری خندوانه
رامبد جوان بازیگر ، مجری و کارگردان ایرانی متولد ۱ دی سال ۱۳۵۰ در تهران می باشد. نام کامل وی رامبد جوان تبریزی است و خانواده وی اصالتی آذری دارند. او از سال ۷۳ فعالیت هنری خود را به ترتیب از تئاتر ، تلویزیون و سینما آغاز کرد. او بیشتر در نقش ها و کارهای طنز فعالیت کرده و شروع شهرت وی را می توان مربوط به بازی در مجموعه خانه سبز دانست. در حال حاضر همسر وی نگار جواهریان است. شما می توانید از لینک “بیوگرافی و عکس های رامبد جوان” درمورد این هنرمند بیشتر بدانید.
عکس دکور فصل پنجم خندوانه
رامبد جوان و سید هومن شاهی خواننده تیتراژ ابتدایی خندوانه
امیر عباس اشرف مدیر روابط عمومی شبکه نسیم درباره برنامه های این شبکه گفت: طبق برنامه ریزی قبلی برنامه “خندوانه” با اجرای رامبد جوان و با بازگشت جناب خان در ابتدای ماه مبارک رمضان روی آنتن خواهد رفت.
اولین قسمت خندوانه در فصل پنجم ، روز چهارشنبه ۲۸ ادیبهشت ۹۷ آغاز می شود. این برنامه در روزهای چهارشنبه ، پنج شنبه و جمعه هر هفته از شبکه نسیم در ساعت ۲۳ پخش خواهد شد.
فصل پنجم خندوانه